فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

485

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

شخص اخير نيز از مرگ نجات يافت اما يك دست خود را از دست داد . از اين افراد نام برديم تا حق كسى را پس از مرگش ضايع نكرده باشيم . همچنين بايد از سربازى بنام برناردو دلاپنا « 347 » نيز نام ببريم كه اگر در شجاعت همسنگ نامبردگان در بالا نباشد دست كمى از آنها ندارد . او نيز در اين محاصره چنان شجاعانه جنگيد كه نه تنها انتقام خون خود بلكه انتقام خون گروهى ديگر را نيز از دشمن گرفت . اين سرباز در سفر سفير به ايران و هرمز و هند در خدمت وى بود و با آنكه عهد و ميثاقى براى جنگيدن نداشت چنين دليرانه عمل كرد . اما وزيران و مشاوران گوآ كه بعد از فرستادن اين كمك همواره به جلدى و چالاكى خود مىباليدند و در عقيدهء خويش راسخ بودند كه لياقت اين افسران و سربازان ضامن حفاظت دژ و خنثى كردن اقدامات ايرانيها و انگليسها خواهد بود ، از آن پس چهار ماه را بدون آنكه مطلقا به فكر تجهيز ناوگانى جديد باشند يا با صرف مخارجى تعدادى از كشتيهاى موجود را براى جنگ آماده كنند ، در غفلت گذرانيدند و حال آنكه سه كشتى بزرگ در گوآ لنگر انداخته بود كه قابليت و آمادگى هرگونه كمكى را داشت . روز دوم مارس 1622 كشتى از هرمز رسيد و خبر آورد كه انگليسها دژ قشم را محاصره كرده‌اند و به كوبيدن آن مشغولند و بيم و هراس نه تنها در محاصره‌شدگان قشم بلكه در پادگان هرمز حكمفرماست - گذشته از آنكه ناوگان دريائى نيز قشم را ترك گفته است . با آنكه اين خبر هشدارى در باب حوادث آينده بود ، مع‌ذلك بزرگان گوآ ، يعنى حاكم و مميز دارائى و وزير اعظم با طمأنينهء تمام به مشورت نشستند بىآنكه در اين امر بسيار مهم شخص يا اشخاص ديگرى را مشاركت دهند . بموجب تصميم اين شورا مقرر شد كه ده دوازده كشتى بادبانى را ، كه چنان كه پيشتر گفته‌ايم زورقهائى روباز هستند كه ظرفيت هريك بيش از 25 تا 30 نفر نيست ، به هرمز بفرستند . گذشته از آن‌كه اين نيرو در صورت گذشتن از خطر

--> ( 347 ) Bernardo de la Pena